• // - 23:21
  • تعداد بازدید: 19
  • زمان مطالعه : 1 دقیقه
هیجدهم تیر،روز ادبیات کودک و نوجوان

هیجدهم تیر،روز پیرمرد مهربان قصه گوی یزدی ،روز ادبیات کودک و نوجوان

بیا دوباره مرا به چهارده سالگی ام دعوت کن پیرمرد مهربان قصه گو.. به روزی که مربی کانون به ما گفت؛ به دیدن یک نویسنده یزدی می رویم؛ استاد آذریزدی.. و ما دل توی دلمان نبود تا تو را ببینیم. بیا مرا دوباره به چهارده سالگی ام ببر. به روزی که تو را دیدم و در و دیوار اتاقت پر از کتاب بود، فکرت و چشم هایت خط به خط روایت کتاب زندگی ات بود. قلم را به دست گرفتی؛ زمانی که هیچ کس به یاد کودکان نبود. نمی دانم اشک هایت درشت بود یا آن عینک ته استکانی، بزرگ؛ وقتی که گفتی: "من کودکی ام را گم کرده ام.." و من آن روز فکر می کردم ای کاش می توانستم تمام نوجوانی ام را به تو هدیه دهم تا دوباره زندگیش کنی و شاید این بار چشم های روزگار دیگر تو را تنها نبیند. حالا تو نیستی اما قصه های خوبت برای بچه های خوب هست. به جای تمام کودکی های نداشته ات نامت در دنیای کودکان و کتاب هایشان تکرار می شود. تو در کودکی جاودانه شدی مرد تنهای مهربان! حالا من بزرگ شده ام. ادبیات کودکان خوانده ام. بازنویسی و بازآفرینی را می شناسم اما تو در خاطر من ورای این هایی. من تو را دیگرگونه به یاد می آورم؛ امان از فقدان، امان از حسرت، مباد آنکه دیگر هیچ کودکی چون تو در و دیوار مدرسه را در بزرگسالی ببیند و بگرید، مباد.. مباد آنکه روزگار هیچ کودکی به رنج بگذرد، مباد.. مباد آنکه هیچ کس بعد تو بگوید: "من کودکی ام را گم کرده ام.."

نگارنده:فاطمه قانع عزآبادی

کلمات کلیدی

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *

شخصی سازی

انتخاب حالت کور رنگی

انتخاب رنگ

اندازه فونت